تبلیغات
کانون فرهنگی هنری نوآوران گلمکان مسجد موسی بن جعفر(ع)

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ کانون فرهنگی هنری نوآوران گلمکان مسجد موسی بن جعفر(ع) خوش آمد میگویم ... .

کانون فرهنگی هنری نوآوران گلمکان مسجد موسی بن جعفر(ع)
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
ایا این وبلاگ اطلاعات کافی ومورد نیاز درباره فعالیت های کانون نوآوران در اختیار شما قرار میدهد؟






ابر برچسب ها

هرکس وظیفه یا الهام خاصی در زندگیش دارد که به هیچ وجه قابل جایگزینی با نقش دیگران نیست. زندگی هرکس منحصربه فرد و خاص خود اوست. خواهش می کنم قبل از اینکه سال جدید را شروع کنید حتما به مواردی که اشاره می کنم دقت بیشتر را مبذول فرمایید. نیرویی که زندگی شما را شکل می دهد ناشی از معنایی است که آنرا تجربه می کنید. اکنون زمان آن رسیده است که به یکی از ( بهترین ) تجارب زندگی خود فکر کنید. بخاطر داشته باشید که در پشت هر تصمیمی نیروی محرکه ای است که همان(ارزش هدف) می باشد. چهار عامل بزرگ، کمک کننده و یاری رسان شما در این مهم خواهند بود.


۱- داشتن یک دفتر یاداشت : اگر در طول مدت شبانه روز مطالب و خاطرات مهم خود را روزانه یادداشت کنید، بسیار عالی خواهد. بود. بدین ترتیب شما می توانید با ثبت موفقیتهای خود در زمینه های مثبت و منفی و رفع موارد منفی آنها، نقشه شاهراهی را ترسیم کنید که بسیار ارزشمند است تا در آینده هر گاه به جاده های انحرافی بر خوردید بتوانید به آن نقشه مراجعه کنیدوراه های بهتری را برای اهداف خود ترسیم کنید، زیرا نمی توان برحافظه انسان اعتماد کرد. هر دانشی که روی کاغذ نیاید، با مرور زمان از بین می‌رود. آنچه ره آورد مطالعات و تحصیلات انسان است، مجموعه‌ای از دانستنی‌هاست که برای حفاظت از آن‌ها باید به یادداشت کردن پرداخت تا هم برای خود انسان، هم برای دیگران و نسل‌های آینده ثمربخش شود.


۲- انتخاب هدفی والا و با ارزش : موفقیت، فرآیندی قدم به قدم است و از مراعات یک رشته اصول ساده و نظم و انضباطهای جزئی بدست می آید. همچنان که قطار ، به تدریج سرعت می گیرد، این تمرین نیز باعث می شود که عادات قدیمی را پشت سر گذارید و با سوختی که از عادات تازه بدست می آورید با سرعتی بی سابقه پیش بروید. مهمتر از همه آنکه باعث می شود عادتهای تازه، معیارهای نو، و انتظارات جدیدی پیدا کنید که زندگانیتان را پربارتر سازد. پیش از انجام هر کاری باید فکر کنید و از خود بپرسید(منظور و هدف نهایی شما از این کاری که می خواهید بکنید چیست؟ و چه باید بکنید تا رنجها را دفع، و خوشیها وموفقیت های زندگی را در آن هدف تان فراهم سازید؟)


۳- تعیین شاخص: اگر( نظام اساسی)ارزیابی رادرک کنید، خود رامجهز کرده اید تا تاثیری مثبت بر رفتار خود ودیگران بگذارید. نحوه ارزیابی مشکلات و فرصتهای زندگی، علمی آشکار است.بادانستن عوامل نظام تصمیم گیری و قضاوت، نه فقط علت رفتارهای خود را درک می کنید، بلکه می توانید پیش بینی کنید که چه چیزهایی در شما حالت دافعه و چه چیز هایی حالت جاذبه ایجاد می کنند. اعتقادات شما،اعتقادات کلی، تعیین کننده انتظاراتی است که از خود و از دیگران، و بطور کلی از زندگی دارید. این اعتقادات غالباٌ بر نحوه ارزیابی شما اثر می گذارند. دسته خاصی ازاعتقادات بصورت قوانین فردی تظاهر می کنند و به شما می گویند که در چه صورت و تحت چه شرایطی ارزشهای مورد نظرتان تامین می شوند . افراد خوشبخت نیز راههای مؤثرتری را برای ارزیابی ( مشکلات) می دانند. نظام اساسی نه فقط نحوه ارزیابی و قضاوت را تحت تاثیر قرار می دهد بلکه حتی بر انتخاب امور مورد ارزیابی نیز اثر می گذارد.


۴- انتخاب الگوی مناسب : اصولا الگو به گرایش ها و علاقه های اولیه، که به شکلی در انسان وجود دارد، مربوط می شود. یعنی، انسان می خواهد مظهر تام و کمالش را پیدا کند. به همین دلیل، ناخودآگاه به سمت آن کشیده می شود.این یک تحلیل روان شناختی ازالگو است. الگو نقش بسیار مهمی در زندگی دارد. زیرا غرایز گوناگونی در انسان وجود دارد، زمینه های الگوپذیری متعددی نیز در انسان هست.
متاسفانه بیشتر مردم در تصمیم گیریهای خود به دنبال وسیله می روند و از آنچه بسیار مهمتر است یعنی هدف نهایی ( انگیزه های عاطفی) غافل می مانند . شاید برایتان اتفاق افتاده باشد که به ارتباط دوستانه به کسی علاقمند شده اید. بعد از مدتی دریافته اید که علاقه ای به ادامه آن ارتباط ندارید. دلیلش آنست که آن ارتباط دوستانه فقط وسیله بوده است نه هدف . آنچه واقعاٌ می خواسته اید از آن ارتباط بدست بیاورید، ارزشهای غائی مانند عشق، الفت، یا صمیمیت بوده است. از خود بپرسید:( در زندگی برای من چه چیزی از همه مهمتر است؟) هنگامی که در ذهن خود به دنبال پاسخ می گردید،توجه داشته باشید که منظور شما کشف ارزشهایی است که جنبه هدف داشته باشند، یعنی عواطفی که بیش از همه مایلید آنها را احساس کنید.باید بدانید که اینها هدفهای واقعی هستند و باید همیشه آنها را مد نظر داشته باشید. یادتان باشد که ممکن است در زندگی همه ارزشهای وسیله ای ( پول، مقام ، فرزند، رابطه ) را داشته باشید و با وجود این احساس نارضایی و بدبختی کنید. مادام که براساس عمیق ترین ارزشهای غائی خود زندگی نکنید، هر چند به وسایل گوناگون دست یابید اما رضایت کاملی را که شایسته شماست بدست نمی آورید. هر چند که بسیاری از حالات عاطفی را به عنوان ارزشهای فردی در نظر می گیریم اما بعضی ازآنها بیش از بقیه در نظرمان عزیز هستند. این ارزشها که در جهت تامینشان کوشش بسیار می کنیم ارزشهای جذبی نامیده می شوند مانند عشق، موفقیت، آزادی، صمیمیت، امنیت، ماجراجویی، قدرت، شور و شعف ، راحتی، و سلامت جسمی . پس از آنکه ارزشهای خود را مشخص کردید، سلسله مراتب مناسبی برای آنها در نظر بگیرید . از میان ارزشهایی که ذکر کردیم کدامیک درنظر شما مهمترند؟

تلاش کنید مدتی وقت صرف کنید و پنج خاطره را که بیش از بقیه در شکل دادن به شخصیتان اثر داشته است، بنویسید. نه فقط واقعه را تشریح کنید، بلکه نحوه اثری را هم که بر شما داشته است بنویسید. به خاطر داشته باشید هر محدودیتی که در زندگی خود دارید احتمالاٌ فقط ناشی از محدودیت تجارب الگویی شما است. الگوهای خود راتوسعه دهید تا زندگیتان به سرعت توسعه پیدا کند.امروز به دنبال کدام تجربه می توانید بروید که زندگیتان را گسترده تر سازد؟ نیرویی است که زندگی شما را شکل می دهد.هنگامی که تغییری در زندگی خود ایجاد می کنیم، کسانی که در محیط اطرافمان هستند،گاه به کمکمان می آیند و گاه موانعی بر سر راه پیشرفتمان ایجاد می کنند. این اشخاص، اگر به همان چشم گذشته به ما نگاه کنند، چون اطمینان( باور ) دارندکه، چه کسی هستیم، لذاعملاٌ در حکم لنگر یا عاملی منفی هستند و گاهی ما را به سوی عواطف و عقاید گذشته، که زمانی بخشی از هویتمان بوده اند، بر می گردانند. باید بدانیم که قدرت نهایی برای تعریف هویت، در اختیار خود ماست. گذشته ما، مشخص کننده حال یا آینده ما نیست. دست به عمل بزنید و هویت تازه و نیرومند خود را از همین امروز بپذیرید. اما متاسفانه برخی ازاوقات ما در درون خود دچار بحران های شدیدی می شویم ، این بحران ها را بحران هویتی می گویند.این حالت هنگامی اتفاق می افتدکه بخواهیم بر خلاف عقیده ای که درباره هویت خود داریم، عمل کنیم. نتیجه این می شود که در درستی همه چیز ، تردید کنیم. اما آیا هیچ یک از ما هست که واقعاٌ خود را بشناسد و بداند که چه شخصی است؟ من گمان نمی کنم. خصوصاٌ هویتی که به سن یا ظاهر شخص بستگی داشته باشد، بطور قطع موجب دردسرو بحرانهای آتی خواهد شد. بعلاوه این امور، دست خوش تغییرند. اما اگر در مورد شخصیت خود، دیدی وسیع تر داشته باشیم و یا حتی تعریفی را که از خود داریم، به امور معنوی مرتبط سازیم، هرگز هویتمان مورد تهدید قرار نمی گیرد.آنچه مسلم است، ما چیزی بیش از جسم ظاهری خود هستیم.پس ببینید چه عاملی است که شما را منحصر به فرد کرده است. اگر بعضی از جنبه های هویت شما برایتان دردناک است، چرا آن را تغییر نمی دهید؟ اینها چیز هایی هستند که خودتان تصمیم گرفته و تاکنون به هویت خود افزوده اید. آگاهانه اجازه دهیم که خویشتن واقعیمان بدرخشد و از هویت عظیم ما پرده برداشته شود که فراتر از رفتارمان، گذشته مان، و همه بر چسبهایی است که تاکنون به خود زده ایم
.

[ پنجشنبه 22 اسفند 1392 ] [ 04:38 ب.ظ ] [ . شفیعی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

  • انجمن